خرید سیسمونی
1392/11/01
امروز با خاله حدیث
قرار گذاشتیم رفتیم خرید لوازم بهداشتی
،
،
و لباس های سیسمونی
، خاله جون آجی طناز
رو هم با خودش آورده بود آخه آجی هستی
مدرسه بود . دست خاله جون درد نکنه خیلی خسته شد .آجی
هم کلی واسه خودش تو فروشگاه حال کرد هرچی رو میدید می خواست و می گفت این مال طناز ، مغازه دار هم افتاده بود تو رودربایستی و بهش می داد دو دقیقه بعد ی چیز دیگه انتخاب می کرد فقط این وسط آویز های بالای تخت
به دلش موند.
1392/11/05
امروز
و
رفتیم واسه خرید سرویس
،
،
و ...
رنگ آبی دوست داشت
رنگ قرمز این وسط مغازه دار هم هی از رنگ جدید آبی و تک بودن و ... تعریف می داد و
که میخواست
گلش همیشه وسایل جدید و تک داشته باشه آبی رو انتخاب کرده بود از اونجایی که
همیشه دوست داره
خوشحال باشه قبول کرد رنگ آبی رو خریداری کنیم .بعدشم رفتیم واسه خرید تخت و کمدت که هم سلیقه
بود و هم
چون از همه مدلهای توی فروشگاه هر دو این مدل رو پسندیده بودیم.
یکی دو روز بعدش هم مامانی و بابایی هر کدوم به تنهایی می رفتن و چیزهایی که از قلم افتاده بودن (تشک تخت ، صندلی ماشین ، تشک بازی و ... (
) آلبوم خاطرات ،کتاب ، عروسک
و ... (
) ) رو می خریدن می گذاشتن تو سیسمونی
گلشون که کم و کسری نداشته باشه.
البته لازمه یادآوری کنم که مامان جون سعیده زحمت هزینه سیسمونی رو می کشید و انتخابشون و خریدشون با
و
بود . جا داره اینجا ازشون تشکر جانانه کنیم. 
حالا عکسهاشو واست می زارم که یادگاری داشته باشی.
فرشته کوچولو

امروز 1392/12/27 از طرف نمایندگی شرکت آوند سرویس خوابتو اوردن و تو اتاقت نصب کردن البته ببخشید نه اینکه وسایل
و
خیلی زیادن هرطور خواستیم ی اتاق به شما اختصاص بدیم نشد و مجبور شدیم دو تا از کمدهایی
رو تو اتاق شما بزاریم انشالله خونه بزرگ خریدیم اتاق شما رو جدا می کنیم که جای وسایل بازیت هم بشه .







اینم کمد لباسها البته اینجا هنوز واست لباس مهمونی نگرفته بودیم.



خرید سیسمونی 


